14-12-2015, 08:03 PM
(14-12-2015, 05:47 PM)fatima204 نوشته: سلام دوستان من هم توو این پست میخوام بگم اگه برمیگشتم عقب چه میکردم هم همفکری ازتون میخوام
من اگه برمیگشتم عقب به روزی که دوستم از یکی از دانشگاه های آمریکا پذیرش گرفته بود و داشتیم باهم توویه خیابون ولیعصر خداحافظی میکردیم. یکم به خودم جرات میدادم و حداقل به خودم اجازه میدادم بهش فکر کنم. زمانی که دوستم بهم گفت از لیسانسم میشه پذیرش گرفتو من گوش نکردم. عمرمو آتیش زدم. من امسال بعد دو ترم دکتری تصمیم گرفتم اپلای کنم اما دوستان نابابابم هر روز منو ناامید میکنن ازتون راهنمایی میخوام بعد از شوک امروز یکی از اساتید به من اکی داد البته بدون فاند یکم اعصابم بهم ریخت.
من خیلی خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ تمایلی برای ادامه تحصیل در ایران ندارم کارهای بی کیفیت، سطح علمی پایین ، پارتی بازی و..... . هیچ آینده ای برای خودم نمیبینم
اما من به خاطر نمرات قشنگم امسال نمیتونم پذیرش بگیرم پس باید به پاییز 2017 یا بهارش فک کنم آیا به نظرتون کار درستیه آخر سال سه دکتری ول کنم و برم ؟ البته زودتر از پنج سال استادم اجازه دفاع نمیده
و ترس از تنهایی اونجا
البته بگم من از روز اول دکترام اصلا خوشحال نبودم و احساس میکردم لحظه لحظه عمرم داره میسوزه. ولی این واژه حیفه که اطرافیانم میگن اعصابمو بهم ریخته
خواهشا راهنمایی کنید یه طرفه به قاضی نرین
ممنون از شما
درود
دوست من تصیمیمی نیست که به همین راحتی بشه گرفت! هیچ کسی اینجا نمیتونه بهتون واقعا جواب بده. ببینید اگر اینده ای برای خودتون نمیبینید دیگه اون "حیفه" نمیدونم چطوری بهتون اثر میکنه! ایران جای به جایی رسیدن از طریق علم نیست مگر اینکه برید خودتون رو بچسبونید به مقامهای بالاتر و از اون طریق یه جورایی در پروژه هایی که اخر معلوم نیست چی میشه شرکت کنید.
این یک واقعیته که در ایران علم دست عده ای منحصر به فرد تحت حصار هست و اگر واقعا بخواید به جایی برسید (منظورم هییت علمی شدن) و اون درامد کمش نیست، باید ....
اینها تکرار مکررات است ولی خوب اگر شما به طور متوالی خوندین در حدود 28 سال داشته باشید که به هیچ وجه زیاد نیست برای شروع به نظر من البته. ببینید با خودتون روراست باشید اگر واقعا از اون ادمایی هستید که بیشتر علم و تحصیل براش در اولویته و صد البته سختی خوب امریکا جای مناسبی است. باید با خودتون رو راست باشید، این خیلی مهمه.
بخوام یک طرفه به قاضی نرم اینه که اگر فکری واقعا داره شما رو اذیت میکنه همه چیز رو بذارید کنار یه کاغذ بزرگ بردارید و تمامی مزایا معایب رو بنویسید و اونها رو با هم مقایسه کنید نسبت به مملکتی که میخواید برید خودشم این کار رو بکنید. چون ممکنه یه مورد مثلا برای امریکا، دوری و تنهایی و اینا مساله باشه و عیب بزرگ واسه دیگری مزیت. پس نسبت به مملکت مربوطه بنویسید.
این مساله البته واسه 1 یا دو روز حل نمیشه حتی 1 ماه باید وقت بذارید روش. با روانشناس حداقل یک نفر صحبت کنید. خانواده به نظر خودم خیلی مهمه چه سنتی باشن چه نه چه مذهبی چه نه (ریشه شما خانوادس نه مملکت!). بعد با دوستان اندکتون صحبت کنید. با دوستای اینجا مشورت کنید به خصوص کسایی که رشته شما رو خوندن و رفتن یا حتی اگر در ایران کسی تازگیا دکترا تموم کرده و شرایطش مثل شما بوده ببینید چه خبرا ؟! با خیلی های دیگه صحبت کنید و بعد بگذارید روی ترازو. کفه هر کدوم سنگین بود دیگه تمومه و برید دنبال اون.
پ.ن: هیچ کسی جز شما بر افکار و عقاید و خیلی چیزهای دیگه دسترسی نداره و نمیتونه واقعا بگه برای شما این راه درست تره. چه بسا برای مثال اون چیزی که الان فکر میکنید بازم میگم برای مثال بعد اتمام دکترا در ایران اتفاقی بیفته که اصلا فکرش رو نمیکردید!
نکته مهم دیگه که متاسفانه اینجا عده کمی در موردش صحبت میکنن ازدواج هست. من کاری با فرد خاص شما ندارم ولی یک چیزی رو در حالت کلی البته در مورد دختران ایرانی میتونم بگم که ازدواج رو دقیقا عین انحصار میدونن. در مورد این مورد هم فکر کنید. این رو فقط به خاطر این گفتم که گفتید نمیدونم میتونم تنهایی و ... و ....
بااحترام،
ترکان
ناخواناترین نوشته ها از قوی ترین حافظه ها ماندگارترند...
دوستان گرامی لطفا سوالتون رو در مرتبط ترین انجمن و فقط یکبار بپرسید. از پاسخ دادن به سوالات خصوصی و عمومی در پیام خصوصی معذورم.
دوستان گرامی لطفا سوالتون رو در مرتبط ترین انجمن و فقط یکبار بپرسید. از پاسخ دادن به سوالات خصوصی و عمومی در پیام خصوصی معذورم.