این یادداشت تنها نظرات و برداشت های شخصی من از مستند "میراث آلبرتا" است:
به طور کلی، همون طوری که محمد عزیز اشاره کرد، فیلم نگاهی کاملا یک سو و جانبدارانه به موضوع مهاجرت تحصیلی داره و مسلما هدف خیلی از ماها از قدم گذاشتن در این راه، nice بودن ملت کانادا نیست! دانشجویی که از شهرش برای ادامه تحصیل به سایر شهر های دیگر کشورش میره، با مشکلات دوری از خانواده و ... آشنا است و اونها رو مد نظر داره، بنابراین درست نیست که بگیم که دانشجویانی که از کشورشون برای ادامه تحصیل خارج می شوند، افکار رویایی دارند و فقط خوبی های این کوچ رو در نظر میگیرند و اینکه فکر میکنند در کشور مقصد با فرش قرمز منتظرشان هستند! اکثر دوستانی که قدم در این راه میگذارند، با مشکلات و سختی های این مسیر (چه قبل از اپلای، چه در فرآیند اپلای و چه بعد از پذیرش و عزیمت) تا حدودی آشنا هستند. متاسفانه فیلم در بسیاری از نقاط، پیشداوری هایی انجام داده و فقط از مسئله سر سری گذشته، با دوستانی به عنوان نخبگان خارج شده از کشور مصاحبه کرده ولی از همین عزیزان نیز نپرسیده که چرا و واقعا چرا مشکلات این مسیر رو به جون خریدید و قدم در این راه گذاشتید؟ آیا با تمام مشکلاتی که پشت سر گذاشتند و مشکلاتی که در اون کشور روبرو هستند، از نتیجه کار خود احساس رضایت می کنند؟ حتی در مورد علت افزایش خودکشی در دانشجویان خوابگاهی دانشگاه شریف هم صحبت نکرده است و فقط به یک پلان نمایشی (سوال از رئیس جمهور) پسنده کرده است! و به نظر من قوت یک مستند علاوه بر نشان دادن مشکلات، نشان دادن حداقل سرنخ هایی برای مرتفع کردن مشکلات اشاره شده یا حداقل جستجو برای یافتن آنها است.
از نظر این دوست عزیز، دانشجویان به دو دسته تقسیم شده اند؛ 1- دانشجویان اصطلاحا خاکستری که یا خودکشی میکنند و یا از کشور خارج میشوند (حالا به هر دلیل، از مدگرایی ظاهری گرفته تا مدگرایی علمی و nice بودن مردم کشور مقصد) 2- دانشجویان سفید که در کشور میمانند، در اردوهای راهیان نور شرکت میکنند و در پروژه های بزرگ کشوری فعالیت می کنند.
بحث در مورد چرایی دیندارتر بودن افراد سایر جوامع (حتی مسلمانان امریکایی تبار) نسبت به ایرانیان مسلمان زاده شده (که در فیلم با اعراب مقایسه شدند) نیز از حوصله این فروم و دوستان خارج است...
---------------
ولی ای کاش حداقل به جای ترانه "طاقت بیار رفیق..."، ترانه "غریبه (مسافر شهر غمی...)" رو قرار میدادند، چون فکر میکنم همخونی بیشتری با موضوع داشت، مخصوصا اون قسمت آخر ترانه...
به طور کلی، همون طوری که محمد عزیز اشاره کرد، فیلم نگاهی کاملا یک سو و جانبدارانه به موضوع مهاجرت تحصیلی داره و مسلما هدف خیلی از ماها از قدم گذاشتن در این راه، nice بودن ملت کانادا نیست! دانشجویی که از شهرش برای ادامه تحصیل به سایر شهر های دیگر کشورش میره، با مشکلات دوری از خانواده و ... آشنا است و اونها رو مد نظر داره، بنابراین درست نیست که بگیم که دانشجویانی که از کشورشون برای ادامه تحصیل خارج می شوند، افکار رویایی دارند و فقط خوبی های این کوچ رو در نظر میگیرند و اینکه فکر میکنند در کشور مقصد با فرش قرمز منتظرشان هستند! اکثر دوستانی که قدم در این راه میگذارند، با مشکلات و سختی های این مسیر (چه قبل از اپلای، چه در فرآیند اپلای و چه بعد از پذیرش و عزیمت) تا حدودی آشنا هستند. متاسفانه فیلم در بسیاری از نقاط، پیشداوری هایی انجام داده و فقط از مسئله سر سری گذشته، با دوستانی به عنوان نخبگان خارج شده از کشور مصاحبه کرده ولی از همین عزیزان نیز نپرسیده که چرا و واقعا چرا مشکلات این مسیر رو به جون خریدید و قدم در این راه گذاشتید؟ آیا با تمام مشکلاتی که پشت سر گذاشتند و مشکلاتی که در اون کشور روبرو هستند، از نتیجه کار خود احساس رضایت می کنند؟ حتی در مورد علت افزایش خودکشی در دانشجویان خوابگاهی دانشگاه شریف هم صحبت نکرده است و فقط به یک پلان نمایشی (سوال از رئیس جمهور) پسنده کرده است! و به نظر من قوت یک مستند علاوه بر نشان دادن مشکلات، نشان دادن حداقل سرنخ هایی برای مرتفع کردن مشکلات اشاره شده یا حداقل جستجو برای یافتن آنها است.
از نظر این دوست عزیز، دانشجویان به دو دسته تقسیم شده اند؛ 1- دانشجویان اصطلاحا خاکستری که یا خودکشی میکنند و یا از کشور خارج میشوند (حالا به هر دلیل، از مدگرایی ظاهری گرفته تا مدگرایی علمی و nice بودن مردم کشور مقصد) 2- دانشجویان سفید که در کشور میمانند، در اردوهای راهیان نور شرکت میکنند و در پروژه های بزرگ کشوری فعالیت می کنند.
بحث در مورد چرایی دیندارتر بودن افراد سایر جوامع (حتی مسلمانان امریکایی تبار) نسبت به ایرانیان مسلمان زاده شده (که در فیلم با اعراب مقایسه شدند) نیز از حوصله این فروم و دوستان خارج است...
---------------
ولی ای کاش حداقل به جای ترانه "طاقت بیار رفیق..."، ترانه "غریبه (مسافر شهر غمی...)" رو قرار میدادند، چون فکر میکنم همخونی بیشتری با موضوع داشت، مخصوصا اون قسمت آخر ترانه...
The golden opportunity you're seeking is in Yourself. It's not in your environment, in luck, in chance, or the help of other; it is in yourself Alone
راه های دریافت رایگان مقالات و کتاب ها
اهــدای سلول بنیادی - اهـــدای عضو - محک
لطفا سوالاتتون رو در فروم بپرسید و از پیام خصوصی برای این منظور استفاده نکنید. در صورتی که مایلید من به سوال شما پاسخ بدم @Mami رو در متن سوال قرار بدید.
راه های دریافت رایگان مقالات و کتاب ها
اهــدای سلول بنیادی - اهـــدای عضو - محک
لطفا سوالاتتون رو در فروم بپرسید و از پیام خصوصی برای این منظور استفاده نکنید. در صورتی که مایلید من به سوال شما پاسخ بدم @Mami رو در متن سوال قرار بدید.