منم تجربه مشابه با تجربه دیگر دوستان داشتم متاسفانه! یعنی محیط کار رو دیدم و کارکردن رو به طور کل گذاشتم کنار!!!( لازم به توضیحه که مثلا من پام به و ز ا رت کشور بازشده بود!!!)
درمورد محیط آکادمیک هم که دیگه برای همه مبرهنه که اینجا هیچ ارزشی برای دانشجو قائل نیستن!! یه تجربه تلخ تو این زمینه من دارم اونم اینه که وقتی تو یه دوره ای شاگرد اول شدم، برای مسئله ای نیاز به گواهی شاگرد اولی داشتم، رفتم از دانشگاه بگیرم، هی منو پیچوندن، آخر کلافه شدم گفتم بابا مگه کار خیلی سختیه یه گواهی دادن، حالا خوبه من مثلا بابت یه امتیازی که حقمه و تازه باید شما هی تحویلم بگیرید اومدم اینجا بعد شما هی کار منو عقب میندازید که چی بشه؟؟:d خانمه برگشت گفت ، به ما چه تو شاگرد اول شدی، خود خواستی شاگرد اول شدی میخواستی شاگرد اول نشی و این دردسرهارو هم نداشته باشی :d:d:d:d:d
خب حالا شما تصور کنید با این وضعیت دانشگاه من چقدر سرخورده میشم از درس خوندن و تلاش کردن!!! شما باشید تلاش نمیکنید برید یه محیط آکادمیک درست حسابی رو تجربه کنید؟؟ صرفا برای علاقه نه زندگی رویایی خارج واینا...
بنابراین درسته ما اینجا زندگی کردیم، خانواده مون اینجان، دوستامون، حتی به محیط داغون اینجا هم عادت کردیم و احتمالا سخت میشه که دل بکنیم و بریم، اما خب اگه بمونیم اوضاع چطور میشه؟؟ با تصور درس وزندگی اونور با درس و زندگی اینور و با کمی سبک وسنگین و به قول خودم روراست بودن میشه تصمیم گرفت . یه عده ممکنه همین وضعیت درسی وکاری رو اینجا قبول کنند و کنار بیان( مشابه چندتا از دوستای خودم!!) یا کسایی مثل من نتونند هیچ وقت کنار بیان و همیشه سرخورده باشن! پس واقعا به روحیات خود ما و اهداف و سرخوردگی ها و دلبستگی هامون بستگی داره !
ایشالله همه تصمیم درست رو بگیریم
درمورد محیط آکادمیک هم که دیگه برای همه مبرهنه که اینجا هیچ ارزشی برای دانشجو قائل نیستن!! یه تجربه تلخ تو این زمینه من دارم اونم اینه که وقتی تو یه دوره ای شاگرد اول شدم، برای مسئله ای نیاز به گواهی شاگرد اولی داشتم، رفتم از دانشگاه بگیرم، هی منو پیچوندن، آخر کلافه شدم گفتم بابا مگه کار خیلی سختیه یه گواهی دادن، حالا خوبه من مثلا بابت یه امتیازی که حقمه و تازه باید شما هی تحویلم بگیرید اومدم اینجا بعد شما هی کار منو عقب میندازید که چی بشه؟؟:d خانمه برگشت گفت ، به ما چه تو شاگرد اول شدی، خود خواستی شاگرد اول شدی میخواستی شاگرد اول نشی و این دردسرهارو هم نداشته باشی :d:d:d:d:d
خب حالا شما تصور کنید با این وضعیت دانشگاه من چقدر سرخورده میشم از درس خوندن و تلاش کردن!!! شما باشید تلاش نمیکنید برید یه محیط آکادمیک درست حسابی رو تجربه کنید؟؟ صرفا برای علاقه نه زندگی رویایی خارج واینا...
بنابراین درسته ما اینجا زندگی کردیم، خانواده مون اینجان، دوستامون، حتی به محیط داغون اینجا هم عادت کردیم و احتمالا سخت میشه که دل بکنیم و بریم، اما خب اگه بمونیم اوضاع چطور میشه؟؟ با تصور درس وزندگی اونور با درس و زندگی اینور و با کمی سبک وسنگین و به قول خودم روراست بودن میشه تصمیم گرفت . یه عده ممکنه همین وضعیت درسی وکاری رو اینجا قبول کنند و کنار بیان( مشابه چندتا از دوستای خودم!!) یا کسایی مثل من نتونند هیچ وقت کنار بیان و همیشه سرخورده باشن! پس واقعا به روحیات خود ما و اهداف و سرخوردگی ها و دلبستگی هامون بستگی داره !
ایشالله همه تصمیم درست رو بگیریم

گاهی باید سکوت کرد و به زندگی از یه دریچه بالاتر نگاه کرد و لبخند زد.....